
شناخت کودکان با نقاشی
یکی از سرگرمیهای کودکان در سنین پایین نقاشی کشیدن است. جدا از این که کشیدن نقاشی یک سرگرمی سالم است یک سرنخ از رفتارها و شخصیت درونی کودک نیز به شمار میآید. امروزه آزمونهای روانشناسی زیادی بر حسب کشیدن نقاشی و تفسیر آن ابداع شده است که روانشناسان از تفسیر آنها برای شناخت بیمار خود استفاده میکنند. والدین نیز میتوانند با کسب اطلاعاتی در این زمینه نقاشی کودک خود را تفسیر کنند.

یکی از سرگرمیهای کودکان در سنین پایین نقاشی کشیدن است. جدا از این که کشیدن نقاشی یک سرگرمی سالم است یک سرنخ از رفتارها و شخصیت درونی کودک نیز به شمار میآید. امروزه آزمونهای روانشناسی زیادی بر حسب کشیدن نقاشی و تفسیر آن ابداع شده است که روانشناسان از تفسیر آنها برای شناخت بیمار خود استفاده میکنند. والدین نیز میتوانند با کسب اطلاعاتی در این زمینه نقاشی کودک خود را تفسیر کنند.
حتماً وقتی فرزندتان نقاشی میکشد و به شما نشان میدهد تنها به جمله خیلی قشنگ است اکتفا نکنید. راجع به نقاشیاش با او گفتگو کنید و از او سوال بپرسید. در ابتدا از او شخصیتهای نقاشیاش را بپرسید از آدمکهایی که کشیده است شروع کنید و بپرسید این آدمک کیست و همین طور بقیه آدمکهایی که کشیده است.
وقتی به یک نقاشی نگاه میکنید باید به تمام جزییات آن دقت کنید. ما بر اساس رشد دستگاه حرکتی و هماهنگی کودک به تفسیر نقاشی او میپردازیم. مثلایک کودک ۵ سال به بالاباید بتواند خطوط را رسم کند و اشکال ساده را تقریبا همان طور که میبیند بکشد. در زیر بر اساس جزییات نقاشیها نشانههای رفتاری مربوط به این جزییات را میشماریم.
نقاشیها خواستههای کودکانند. شما میتوانید با دیدن نقاشیهای آنها به خواستههای آنها پی ببرید مثلااگر کودکی والدینش را دست در دست هم کشیده است، ولی در واقعیت اینچنین نیست مثلاوالدین آن کودک از هم جداشدهاند یا دائماً باهم مشاجره دارند نشان از این است که کودک میخواهد والدینش همدیگر را دوست داشته باشند و بیشتر به هم محبت کنند. گاهی نیز کودک واقعیات را میکشد و میتوان از نقاشیهای او به واقعیاتی پی برد.
مثلاممکن است وقتی از کودکی میخواهید راجع به نقاشیاش توضیح دهد بگوید این فلانی است که دارد من را میزند و بعد بفهمید که واقعی این گونه است و کسی بچه شما را تنبیه بدنی کرده است. به هر حال نقاشی یکی از نمودهای عینی ذهن کودکان است که میتوان از آنها چیزهای متفاوتی فهمید.
دنیای کودکان با دنیای بزرگترها فرق دارد. آنها نیز مانند بزرگترها در شرایط فرهنگی، مادی، جغرافیایی و زمانیِ متفاوتی زندگی کرده و از نظر جسمی و روحی نیز یکسان نیستند. برای برنامه ریزی ، طرح ریزی و تصویرسازی کودکان، شناخت خصوصیات کودک امری لازم و اجتناب ناپذیر است.
به نظر می رسد بدون آنکه با مشکلات کودکان آشنا باشیم، یا از غم ها و امیدها و آرزوها، رؤیاها و توقعات آنها، خودشناختی دقیق یا تا حدی دقیق نداشته باشیم نمی توانیم برایشان کتاب تصویرسازی کنیم یا در خوش بینانه ترین حالت آن تصویرسازی نتیجه مثبت و موفقی در پی نخواهد داشت.
مرحله ای که از ۳ تا ۷ سالگی ادامه دارد مهم ترین و برجسته ترین مرحله دوران کودکی است. باید دید چگونه و به چه طریق می توان کودکان را شناخت. مجموعاً از دو طریق می توان به دنیای کودکان راه یافت. یکی از راهِ تحقیق و بررسی کتابها و مقالاتی که برای کودکان به زبان کودک نوشته شده، مشروط بر آنکه جنبه های عملی(رؤیاها و مشکلات) نیز در نظر گرفته شود و راه دیگر از طریق تجربه هایی است که هر فرد در طول زندگی خود (در کوچه و خیابان و پارک ها)بدست می آورد. کودکی بادبادک می فروشد و کودکی بادبادک می خرد.
البته برای شناخت بیشتر باید در جریان زندگی روزمره آنها قرار گرفت و نسبت به اعمال و گفتارشان حساسیت نشان داد. رفتار کودکان از وضع مادی و محیط اطرافشان نشأت می گیرد و باید توجه داشت که شناسایی کودکان جدا از شناخت بزرگترها نیست. چون با توجه به عکس العمل اشخاص و اتفاقات پیرامون آنها نسبت به خوب یا بد بودنشان قضاوت میکنند.ارتباط مستمر با خردسالان و زندگی کردن با آنها بهترین راه شناخت نسبت به آنهاست.
مدرس: گرافیک، نقاشی، تصویر سازی، عکاسی


