دسته‌بندی نشده

روانشناسی تصویر در کودکان

تصویرگری کودک بیش از آنکه یک هنر زیبا باشد، علمی است که بر اساس اصول روانشناسی و ارتباط با ذهن و احساسات کودک شکل می‌گیرد. روانشناسی کودک نقشی کلیدی در طراحی‌های کودکانه دارد و کمک می‌کند تا تصاویر جذاب‌تر و تأثیرگذارتر باشند.

فرزانه باقریان

تصویرگری کودک بیش از آنکه یک هنر زیبا باشد، علمی است که بر اساس اصول روانشناسی و ارتباط با ذهن و احساسات کودک شکل می‌گیرد. روانشناسی کودک نقشی کلیدی در طراحی‌های کودکانه دارد و کمک می‌کند تا تصاویر جذاب‌تر و تأثیرگذارتر باشند.

همچنین بخوانید

تفسیر تصویر در کودکان دنیای بزرگی دارد که نیاز به تحقیق و مطالعه زیاد در ارتباط با کودکان است.
گاهی پیش می آید که کودک تمایلی برای اعلام احساسات درونی اش به ما ندارد یا اینکه از پس اینکار برنمی آید. شاید در ابتدا برای پدر یا مادری که سعی می کند فرزندش را بفهمد این رویه خسته کننده باشند، اینکه همیشه او حرف زدن را شروع کند و همیشه با پاسخ های یکسانی روبرو شود.
اولین مطالعات روانشناسی از تصویرسازی کودکان از آغاز قرن بیستم تجاوز نمی‌کند، در این زمینه اشاره به دیدگاه روانکاوی و تأثیرات افکار و کارهای صاحب نظران قابل ذکر است. عمده فعالیت‌ها و تجربیات فروید و پیروانش در سال‌های بعد از مطرح کردن نظام تحول روانی، شناخت مکانیزم این پایگاه‌ها و علل اختلال بوده است. بدین ترتیب روش “پسیکوآنالیز” موجودیت یافته و روش‌های جدیدی نیز در این جهت ابداع گردیده که مهم‌ترین آن‌ها شامل مصاحبه‌ی بالینی با بیمار، تست‌های فرافکن، و استفاده از تصویرسازی بوده است.

فروید معتقد بود که تصویرسازی‌ها مدارک بسیار مهمی در شناخت انگیزه‌های عاطفی و خودآگاه کودکان به شمار می‌روند. به طور کلی می‌توان دو زاویه دید را در تفسیر تصویرسازی در میان روانکاوان مشخص نمود که البته در نهایت مکمل یکدیگرند.

یکی از روانکاوانی که تصویرسازی را به عنوان عمده‌‌ترین مظاهر ناخودآگاه قلمداد می‌کند، خانم “سومی ثور راسنتستون” است.وی سمبول‌هایی را که کودکان در تصویرسازی های خود به کار می‌برند به دو بخش تقسیم می‌کند:

الف) سمبل‌هایی که درمیان اکثریت کودکان مشترک بوده و تفسیر آن‌ها نیز به طور عامل در مورد آن‌ها تصدیق می‌کند.

ب) سمبل‌هایی که جزئی بوده و ویژگی‌های هر کودک را به طور خاص نشان می دهد.

به عقیده‌ی وی این سمبول‌ها از تعیین مرحله‌ای که کودک از نظر رشد جنسی روانی در آن قرار دارد امکان‌پذیر نخواهد بود و شناخت کودک از خودش آغازگر شناخت محیطش می‌باشد. این شناخت در سال‌های اول زندگی شامل ارضای نیازهای حیاتی و اولیه کودک یا اولین تصویر جسم در نزدیک کودک به سمبولیک درک می‌شود.

خانم “مینکو سکا” اظهار می‌دارند: مدل ذهنی اشیا تنها به وسیله‌ی داده‌های ذهنی ایجاد  نمی‌شود بلکه با نوع شخصیت تشکیل شده و قوام می‌یابد.

او اعتقاد دارد که با بررسی آثار تصویرسازی می‌توان به اختلالات شخصیتی افراد پی برد و در جریان تکامل ژست ترسیمی تصویرسازی چنین می‌رسد که عوامل حرکتی ژنتیک حالات کلی فرد یعنی خصوصیات کلی رفتار، تأثر، رنج، سلامتی و خوشی در تغییر جهت و نوع تصویرسازی رُل احساسی را بازی می‌کند و از طرف دیگر متأثر از ژست‌ حرکتی تصویرسازی است.

عمل ترسیمی کودک را نباید به نوعی مهارت حرکتی و یا استعداد ترسیمی محدود ساخت و یا آن را منعکس از معلومات آزمودنی به حساب آورد. تصویرسازی حاصل تعامل فرآیندهای متفاوتی چون ترکیب ‌کننده‌های حرکتی، ادراکی، شناختی، انفعالی، انگیزشی و تجربیات شخصی است.

بررسی‌های جدید در زمینه تصویرسازی کودکان با کارهای “هاریس” در سال 1963 میلادی آغاز گردید.

رهیافت‌های تکامل:

از حدود سال 1885 تا دهه 1920 میلادی، در جوامع مختلف کوشش‌های قابل ملاحظه‌ای انجام گرفت تا تصویرسازی‌های خود انگیخته کودکان جمع‌آوری،‌ توصیف و طبقه‌بندی شود.

مهم‌ترین آن از میان طبقه‌بندی‌های اولیه، کار یک روانشناس فرانسوی به نام “لوکه” (1913-1927) می‌باشد. این طبقه‌بندی شامل پنج مرحله تکاملی است که به تدوین نظریه‌ای واحد  انجامید و تأثیر زیادی بر کاری که بعداً توسط “ژان پیاژه” صورت گرفت، داشت. “لوکه” بر این فرض بود که تصویرسازی‌های کودکان مبتنی بر نوعی مدل ذهنی درونی که پیاژه آن را تصویر ذهنی می‌نامد، می باشد.

رهیافت‌های بالینی فرافکنی:

از سال 1940 میلادی به بعد، نمای حوزه‌ی دیگری از تصویرسازی کودکان آغاز شد. در این روش فرض به آن بود که کودکان عواطف و انگیزه‌های خود را در تصویرسازی‌هایشان فرافکنی می‌کنند. این نحوه‌ی استفاده از تصویرسازی در تشخیص و سازگاری روان‌شناختی، بخشی از کاربرد گسترده‌تر روش‌های فرافکنی در روانشناسی بالینی و روان‌پزشکی بود.

رهیافت فرآیندی:

کلیه رهیافت‌های نظری که تا به اینجا توصیف شد، فقط روساخت تصویرسازی‌های کودکان را مورد توجه قرار می‌دهد و نه زیرساخت آن را. در نتیجه همه‌ی آن‌ها نقشی را که فرایند ترسیم تصویرسازی می‌تواند در تغییر ساختار نهایی یک تصویر داشته باشد نادیده گرفته می شود.

این نظریه که تصویرسازی‌ها عکس‌برگردان محتوای ذهنی هستند، یکی از مهم‌ترین تحولات اخیر در زمینه بررسی تصویرسازی کودکان بوده است.

مدرس: گرافیک،تصویرسازی،  نقاشی و عکاسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا